خبرهامطالب عمومی

ابتذال طبق مقررات

یادداشت روز دوشنبه صفحه اخر شرق “دکتر بابک زمانی”

حصارها خراب شد و دانشگاه تا جاده‌های پیچ‌درپیچ و مرگ‌بار امتداد یافت، هر ناصواب و هر گزافه‌ای نام دانش بر خود نهاد و دانشگاه شد، نرخ رساله تا نرخ باقالی پخته و گردوی تازه پایین آمد، اما روبه‌روی دانشگاه، همان‌جا که چشم وچرا غ و امید ملت بود به فروش رفت، نه به نرخ خود که به نرخ پسته تازه، بازهم گرانتر!

اما ؛«شفیعی کدکنی»، طبق مقررات ورود به دانشگاه، نتوانست در کلاس درس حاضر شود، تا آن کلاسی که قرن‌ها حسرت آیندگان خواهد بود و اتفاقاً حالا هم جوانان قدر آن را به خوبی می‌دانند بی معلم بماند.

امسال با استعفای «ایرج فاضل» از دانشگاهی که ساخته‌ی او و شاگردان‌اش است، موافقت کردند.طبق مقررات استادِ دیگری (در سطحی بسیار پایین‌تر به گمان خود) پس از سال‌ها که هم‌چنان شبانه‌روز در تلاش، درس و آموزش بود، ناگاه معلوم شد نام‌اش در لیست “رکود علمی ” درج شده است. طبق مقررات،! گویا گزارش فعالیت‌های ماهانه‌اش که چند ده برابر حداقل مورد نیاز بود را ارسال نکرده بود، چون طبیعتاً خودکرده را لایق اظهار نمی‌دانست ( چرا که مشک آن است …..)

این‌ها همه نشانه‌هایی است از پدیده‌ای فراگیر که آهسته‌ آهسته می‌رود تا در جامعه مانفوذ کند؛ آن هم تا مغز استخوان. تا جایی که آرزو می‌کنی ای کاش شفیعی کدکنی دشمنی می‌داشت و دستور می‌داد از حضور او در دانشگاه جلوگیری کنند. این می‌توانست یک تبهکاری باشد یا جهالت، می‌توانست ناشی از حسادت و قدرت طلبی یا ترکیبی از این خصوصیات باشد؛ اما وقتی هیچ‌کدام از این‌ها نیست تنها می‌توان نام آن را ابتذال گذاشت.

زمانی شاعر بزرگ ما سرود: “هرگز از مرگ نهراسیدم اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود.” شاید با نظاره بر این درجه از ابتذال شاعر بزرگ ما اگر بود می‌سرود “هرگز از مرگ نهراسیدم، هر چه بود ابتذال نبود!”

راستی وقتی زندگی‌های ما با تمام افتخارات و ارزش‌هایش به ساده‌ترین مقررات اداری تقلیل یافته است، وقتی که عقل، تمام مرزهای اخلاق را در محتوی و در منفعت درمی‌نوردد و زیر پا می‌گذارد، اما در ظاهر و در جایی که هیچ فایده ای بر آن مترتب نیست پایبند ساده‌ترین قوانین می‌ماند و وسواس به خرج می‌دهد چه نامی جز فرمالیسم و در شکل افراطی آن ابتذال می‌توانیم بر آن بگذاریم؟

وقتی در مدیریت‌های ما عقل تعطیل و آیین‌نامه و مقررات ساده در حد تقدس اهمیت یافته‌اند، وقتی مدیران خطر عقل و خطا را نمی‌پذیرند و پشت چارچوب‌ها و مقررات پیش پا افتاده سنگر می‌گیرند، جز ابتذال چه معنایی دارد؟

یعنی یا آنقدر ناامیدند که امیدی به بهبودی اوضاع ندارند وتنها هدفشان عبور بی‌حادثه از این دوران مدیریت اجتناب‌ناپذیر است یا آنقدر ساده‌لوحند که این حجم عظیم انحراف از معیارها و ضوابط را نمی‌بینند، چشم‌ها را بسته و چون «بازرس ژاور»، (بازرس وظیفه شناس بینوایان) تنها به دنبال اجرای قوانین و آیین‌نامه‌ها هستند. هیچ‎کدام از این‌ها تعریفی جز ابتذال ندارند، همان ابتذالی که گفتم بیش‌وکم حوالی مرگ سیر می‌کند.

وقتی که بیماری با جواب ازمایش کلسترول ۱۸۰/۲ به طبیب مراجعه می‌کند، در حالی که چند شبانه روز تا صبح نخوابیده است چون کامپیوتر آزمایش‌گاه این جواب را به رنگ قرمز، به علامت خطر، پرینت کرده است، بی‌تردید او چند دقیقه بعد با راحتی و رضایت فراوان از اتاق طبیب بیرون خواهد آمد. ۰/۲ در عدد ۱۸۰ در کار پزشکی هیچ اهمیتی ندارد. تفاوت بزرگ مغز بشر با پیشرفته‌ترین کامپیوتر هم در همین توان “توجه نکردن “ است. تنها به‌همین دلیل است که هنوز موسسات بزرگ موفق نشده‌اند کامپیوتر را جانشین انسان یا همان مغز بشر کنند.

«یوال نوح حراری» سلبریتی جدید دنیای کتاب، در اخرین کتاب خود (بیست‌ویک درس برای قرن بیست ویکم) می‌گوید ارباب جدید دنیا چیزی نیست جز الگوریتم! یا همان قواعد و تنظیماتی که در جهان مدرن برای چالش با مسائل و مشکلات دنیای جدید می‌پردازیم.

آیا ما یک‌ بار دیگر به‌واسطه عدم توسعه موزون خود، محل تظاهر زودرس تناقضات دنیای مدرن نشده‌ایم؟

دکتر بابک زمانی از متخصصین مغز و اعصاب ایران که در کنار طبابت گاهی دست به قلم برده و بر اساس تجربیات و خاطرات خود مینویسند از پزشکان برجسته ی پذیرش۲۴ هستند. در پذیرش۲۴ تصمیم گرفتیم این داستان های شیرین و مطالب علمی را با شما به اشتراک بگذاریم…

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن
بستن