استرس و اضطراب | علائم و راههای درمان آن

همه‌ی ما در زندگی، فشارهای روحی و روانی، ترس، دلهره و نگرانی را تجربه کرده‌ایم که این فشارهای روحی اگر از حدی فراتر برود، تمامی زندگی و فعالیت‌های ما را در طول روز تحت تأثیر قرار می‌دهد. آیا با مفاهیم استرس و اضطراب، به عنوان کلمات کلیدی در سلامت روان آشنا هستید؟
آیا سطح استرس و اضطراب شما در طول روز، در حد طبیعی است یا فراتر رفته و نیاز به کمک گرفتن از مشاور، روانشناس و روانپزشک دارید؟
در این مقاله، می‌توانید با استرس و اضطراب، علائم و راههای درمان آن آشنا شده و به اهمیت ارتباط با مشاور استرس و روانشناس در دنیای پر از تعاملات و پیچیدگی‌های امروز پی ببرید.

وب سایت و اپلیکیشن پذیرش ۲۴، به صورت ۲۴ ساعته و آنلاین؛ امکان مشاوره غیرحضوری به صورت تلفنی و متنی با مجرب‌ترین روانشناسان و روانپزشکان را برای شما فراهم می‌کند. در ادامه می‌توانید با مفاهیم استرس و اضطراب، علائم و راههای درمان آن آشنا شوید.  

استرس

استرس به واکنش طبیعی بدن در برابر عوامل محرک، تغییرات، فشارهای درونی یا بیرونی گفته می‌شود.
این عوامل در شرایط مختلف سبب بر هم خوردن تعادل بدن می‌شوند و بدن هوشمند ما برای مقابله با این حالت تلاش می‌کند تا تعادل از دست رفته را بازگرداند.

استرس می‌تواند گاهی خفیف و زودگذر باشد (مانند استرسی که قبل از یک آزمون ساده به ما دست می‌دهد) یا ممکن است شدید باشد و حالت مزمن پیدا کند. در واقع کمی استرس قبل از انجام هرکاری لازم است و می‌تواند به بهتر انجام شدن آن کار منجر شود. اما استرس شدید و مزمنی که فشارهای روحی و جسمی بیش از حد به فرد وارد می‌کند، می‌تواند تأثیر مخربی بر زندگی او داشته باشد و حتی سبب بیماری شود.

اضطراب

آیا می‌دانید اضطراب چیست؟
اضطراب یک حالت هیجانی شدید است که معمولاً با احساس ترس، دلهره و نگرانی همراه می‌شود. اختلال اضطراب یکی از رایج‌ترین بیماری‌های روانی در جهان هستند که تمام گروه‌های سنی از کودکان تا بزرگسالان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اضطراب و استرس

استرس و اضطراب دو طرف یک سکه هستند. استرس نتیجه واکنش‌های روی مغز یا بدن شماست که می‌تواند ناشی از یک رویداد یا فعالیت باشد که شما را عصبی یا نگران می‌کند. اضطراب همان نگرانی، ترس و دلهره است. در واقع اضطراب می‌تواند واکنشی در برابر استرس باشد، اما ممکن است در افرادی که استرس هم ندارند رخ دهد. اضطراب و استرس علائم جسمی و روحی ایجاد می‌کند. این شامل:

  • سردرد
  • درد معده
  • ضربان قلب تند
  • تعریق
  • سرگیجه
  • تنش عضلانی
  • تنفس سریع و پی در پی
  • وحشت
  • عصبی بودن
  • عدم تمرکز
  • خشم غیرمنطقی یا تحریک‌پذیری
  • بی‌قراری
  • بی‌خوابی

استرس و اضطراب همیشه غیرطبیعی نیستند. هر دو در واقع می‌توانند انگیزه‌ای برای انجام کار یا چالش در شما ایجاد کنند. اما استرس و اضطراب شدید و طولانی مدت می‌توانند در زندگی روزمره شما اختلال ایجاد کنند، به همین علت باید به دنبال معالجه و درمان آنها بوده و از متخصصان اعصاب و روان و روانشناسان کمک بگیرید.

حتی، عوارض ابتلای طولانی مدت افسردگی و اضطراب درمان نشده شامل موارد مزمن جسمی مانند بیماری قلبی است.

انواع اختلالات اضطرابی

انواع مختلف اختلال اضطرابی در افراد دیده می‌شود، که عبارتند از:

  • اختلال اضطراب فراگیر: نگرانی مزمن درمورد رویدادهای مختلف که با گرفتگی عضلات یا سایر نشانه های جسمی همراه باشد یا ترس مبهم و نگرانی که به یک عادت تبدیل شده است.
  • اختلال پانیک (اختلال هراس):
  • حملات غیرمنتظره و ناگهانی هراس، یعنی موجی از ترس شدید یا هول و نگرانی که با شدت زیادی در بدن احساس می‌شوند وبا احساس مرگ قریب‌الوقوع  همراه هستند و یا نگرانی از این که در وضعیتی قرار بگیرید که این حملات دوباره تکرار شود. شاخصه اصلی این اختلال این است که در ابتدا بیش از آنکه یک پدیده روانی به نظر برسد، یک مشکل فیزیکی تصور می‌شود.
  • فوبیا (هراس): ترس بیش از حد از یک شی، موقعیت یا فعالیت خاص
  • آگورافوبیا: ترس از بیرون رفتن از خانه، فضاهای باز و یا حضور در مکان‌های ناآشنا
  • اختلال اضطراب اجتماعی: فرد مبتلا به این اختلال هنگام حضور در موقعیت‌های اجتماعی احساس اضطراب میکند و از اینکه توسط دیگران مورد ارزیابی یا قضاوت منفی قرار بگیرد هراس دارد، این اتفاق میتواند هنگام حضور در یک موقعیت خاص رخ دهد مانند سخنرانی در جمع یا هنگام حضور در موقعیت های عمومی تر از جمله موقعیت های اجتماعی روزانه.
  • وسواس فکری (OCD): تکرار افکار غیرمنطقی که باعث رفتارهای خاص و تکراری در شما می‌شود.
  • اختلال اضطراب جدایی:  ترس دوری از خانه یا عزیزان
  • اختلال اضطراب بیماری: اضطراب در مورد سلامتی (که قبلاً هیپوکندری نامیده می‌شد)
  • اختلال استرس پس از سانحه (PTSD): این اختلال بعد از قرار گرفتن فرد در معرض یک رویداد خطرناک و ترسناک پیش می آید که ممکن است براثر آن به فرد احساس ضعف یا قربانی بودن دست بدهد. خاطرات این رویداد به طور مستمر تکرار می‌شوند، گاه در رویا و گاه در پاسخ به اتفاقی که یادآور ان رویداد است، این خاطرات با استرس شدید و تمایل به فرار همراه هستند.
  • لالی انتخابی: امتناع از صحبت کردن در موقعیت‌های خاص
  • اختلال وسواس جبری: وجود افکار ترسناک، خودآیند و مکرر و یا تصوراتی حاد و شدید از یک نگرانی معمولی (مثلا وجود یک حس قوی که فراموش کرده ایم بخاری را خاموش کنیم یا اینکه به ویروسی کشنده مبتلا شدیم) و یا عادت‌هایی که ترک آنها زمانبر است ولی به نظر می‌رسد که باید متوقف شوند از قبیل تکرار بیش از حد یک عبارت در ذهن، وسواس در چینش دقیق اشیاء در کنار هم و یا وسواس تمیز بودن.

    مدیریت استرس و اضطراب

     

    اگرچه استرس و اضطراب امروزه به عضو جدایی ناپذیر زندگی بسیاری از انسان‌ها تبدیل شده است اما با تغییر شیوه زندگی و استفاده از روش های کنترل استرس میتوان زندگی شادتر و سالم تری را تجربه کرد.تغییر در شیوه زندگی می‌تواند به کاهش علائم استرس و اضطراب کمک کند. این تکنیک را می‌توان همراه با درمان‌های پزشکی به توصیه متخصصان مربوطه، برای کاهش اضطراب استفاده کرد. از راهکارهای موثر در این زمینه میتوان موارد زیر را ذکر کرد:

    • بپذیرید کنترل همه ی امور در دست شما نیست
    • تکنیک‌های ارامسازی (مدیتیشن، یوگا، گوش دادن به موسیقی آرام و …) را فرابگیرید
    • ورزش کنید
    • زمان خود را مدیریت کنید و از اهمال کاری بپرهیزید
    • از مکمل‌های دارویی استفاده کنید
    • میزان کافئین مصرفی خود را کم کنید
    • درمورد موضوعی که باعث نگرانی شما شده چیزی بنویسید
    • تنفس عمیق را از یاد نبرید
    • با درمانگر خود در ارتباط باشید
    • “نه” گفتن را تمرین کنید و برای توانایی‌ها خود حد و مرزی قائل شوید
    • تغذیه سالم و خواب کافی را از زندگی خود حذف نکنید
    • با خانواده و دوستان خود در ارتباط باشید
    • زمانی را به تفریح و استراحت اختصاص دهید و خود را در حجم زیادی از کار غرق نکنید
    • برنامه‌ریزی و الویت‌بندی را وارد زندگی روزمره خود کنید

     

    راهکارهای درمان اضطراب

    درمان اختلالات مرتبط با اضطراب به شدت و علل به وجودآورنده بستگی دارد. در بسیاری از موارد افراد با فراگرفتن مهارت‌ها واستفاده از ابزارهایی که توسط یک روان درمانگر ارایه می شود می‌توانند از احساس اضطراب رها شوند. اما اگر شدت اضطراب زیاد باشد، به انداره ای که حضور در جلسات روان درمانی را برای فرد ناممکن کند لازم است از درمان های نخصصی روانپزشکی برای دستیابی به بهبودی بهره برد. در ادامه به توضیح مختصر چند روش که در جلسات روان درمانی برای درمان اضطراب به کار می‌رود، می‌پردازیم :

    • درمان شناختی رفتاری

    تاثیر اعمال و طرز فکر ما بر احساساتمان را بررسی می کند و الگوهای رفتاری و فکری که باعث اضطراب شده یا مانع از بهبود آن می‌شود را شناسایی میکند و بعد از شناسایی آن، کمک می کند تا آن را با رفتار و الگویی که به مقابله به اضطراب کمک می کند، جایگزین کنیم.

    • رفتار درمانی

    در این روش تلاشی برای تغییر نگرش صورت نمی‌گیرد بلکه با بهره بردن از فعالیت هایی که برای فرد خوشایند است و باعث ایجاد احساس رضایت می‌شود، سعی در درمان اضطراب دارد.

    • مواجه‌سازی و حساسیت‌زدایی سیستماتیک: در این روش، شما به تدریج در معرض محرک‌های اضطراب قرار می‌گیرید تا بتوانید احساسات ترس خود را مدیریت کنید.
    • دارو درمانی: این روش می‌تواند به درمان اختلال اضطراب (با تشخیص قطعی) کمک کند. این داروها ممکن است شامل مهارکننده‌های بازجذب سروتونین انتخابی (SSRI) مانند سرترالین (زولافت) یا پاروکستین (پاکسیل) باشد. گاهی اوقات پزشکان از داروهای ضد اضطراب (بنزودیازپین‌ها) مانند دیازپام (والیوم) و یا لورازپام (آتیوان) استفاده می‌کنند. اما این روش‌ها به دلیل خطر وابستگی بیمار، عموماً به صورت کوتاه مدت استفاده می‌شود.

    ما توصیه میکنیم برای درمان اضطراب و کمک به بهبود عوارض ناشی از آن از یک روان درمانگر کمک بگیرید. در آخر باید اضافه کنیم که اختلالات اضطرابی را می‌توان با دارو، روان درمانی یا ترکیبی از این دو درمان کرد. برخی از افراد با دارا بودن اختلالات اضطرابی خفیف تصمیم می‌گیرند با این شرایط زندگی کنند و به دنبال معالجه نباشند.

    لذا درک این نکته مهم است که حتی اضطراب شدید نیز قابل درمان است. از این رو می‌توانید از طریق سایت و اپلیکیشن پذیرش ۲۴ با مجرب‌ترین روانشناسان و روانپزشکان به صورت ۲۴ ساعته در ارتباط باشید. و در سریع‌ترین زمان ممکن از مشاوره های معتبر ترین روانشناسان استفاده کنید.

مشاوره روانشناسی

استرس و خشکی گلو

سوال بیمار:

با عرض سلام و خسته نباشید اواخر اسفند بود ک فامیلامونواز شهرستان میخواستن بیان خونمون و من دچار استرس و اضطراب شدید شدم از ترس اینکه خدایی نکرده ناقل ویروس باشن و ما رو درگیر کرونا کنن. خلاصه استرسم در حدی بود ک از خواب و خوراک افتادم و نزدیک ب ۵ کیلو وزن کم کردم، خلاصه بعد از یک ماه حالم بهتر شد ولی الان یکی دوهفته هست ک باز دوباره همون الائم اومده سراغم. گلوم خیلی خیلی خشک میشه حس میکنم این خشکی ب سینم هم میره. دکتر هم رفتم و الان نزدیک ب یک ماهه ک پنتوپرازول. پروپرانولول ۲۰ روزی یک عدد. اسسیتاپلرام هر شب مصرف میکنم. لطفا راهنمایی کنین چیکار کنم خوب شم. ۳۰ ساله هستم

پاسخ دکتر رقیه زارع دکترای تخصصی طب سنتی ایرانی:

با سلام کاربر گرامی، برای کنترل استرس و اضطراب نیاز به مشاوره و رفتار رمانی دارید. استفاده از شربت گلاب و زعفران و بارهنگ به شما کمک می کند
۳.۸/۵ (۱۳ نظر)

منبع
www.healthline.comwww.webmd.comwww.healthline.com

تیم تولید محتوای پزشکی و سلامتی پذیرش۲۴

تیم تحریریه پذیرش۲۴ متشکل از پزشکان متخصص و پرستاران دارای مجوز، مترجمان و نویسندگان با تجربه در حوزه تولید محتوای پزشکی و سلامتی تمام تلاش خود را در جهت اطلاع رسانی و آگاهی سازی کامل و جامع در خصوص داروها، بیماری‌ها و سایر اطلاعات سلامتی برای استفاده عمومی کاربران پذیرش۲۴ از منابع معتبر علمی به کار می‌بندد.
guest
211 پرسش و پاسخ
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
علیرضا ژیلایی
علیرضا ژیلایی
2 سال قبل

سلام – ۴۵ ساله و مرد هستم – همیشه احساس میکنم که زندگی و جوانی ام قربانی دروغ و اعمال خانواده ام بوده است و تا حدودی هم این واقعیت است . اما احساس غمی که به من دست میدهد بیشتر از توان من است ، بیشتر موارد آه از ته دل میکشم مثلا تو پنج دقیقه ممکن است ۴ بار آه و تنفس از ته دل بکشم . بعضی وقتها دوست دارم یک اتفاقی باعث شود که زود بمیرم اما زود پشیمان میشوم چون نگران سرنوشت دوتا دخترم هستم . از رفتن به روانپزشک میترسم . دکتر عمومی آلپرازولام نیم درصد نوشته و هر روز یک قرص میخورم . اگر نخورم فشار خون پایینم افزایش می یابد و سر درگمم . قدرت کاری بشدت پایین آمده در صورتیکه زمانی موفقترین فرد در صنف خودمان بودم . حوصله جواب دادن به بازخواستی که سر یک عمل ناکرده به من میشود را ندارم و نمیتوانم از خودم دفاع کنم و به گذر زمان میسپارم . در کار ضروری عجله نمیکنم و کمی فراموشکار شده ام . از انتخاب همسرم بسیار ناراضیم اما با اینکه خیلی خیلی اذیتم میکند دوست ندارم اتفاقی برایش بیفتد وهمیشه ازین میترسم که نکند اتفاقی برای خانمم بیفتد و دخترانم یتیم شوند و این اذیتم میکند . همیشه نگران از سلامتی جسمی و روحی و اخلاقی و آینده دو دخترم هستم . همیشه فکر میکنم اتفاق ناگواری برای اعضای خانواده ام پدر مادر خواهر برادر و فرزندانم رخ خواهد داد . چه کنم ؟

دکتر مریم وحید مقدم
پاسخ به  علیرضا ژیلایی
2 سال قبل

سلام
شما استرس دارید و این استرس باعث کاهش حافظه ، افزایش فشار خون ، آه کشیدن های مکرر ، و همه اینها نتایج اون اضطابی هستن که ریشه این علائم هست و این اضطاب ها از کجا میاد و منشاش چی هست مهم هست و باید بررسی شود و درمان دارویی می تواند آن را بهبود بدهدو باید یک دوره درمانی شش ماهه طی کنید و توصیه می کنیم که یک ورزش مداوم در واقع پنج روز در هفته نیم ساعت را شروع کنید که بعد که بعد از شش ماه درمان دارویی آن ورزش بصورت عادت دراومده باشه و جایگزین درمان دارویی شود و اینکه نوشتید از رفتن به روانپزشک می ترسید احتمالا به خاطر ترس از دارو های خواب آور باشد یا اعتیاد آور باشه ، آلپرازولام یک داروی بسیار خوب برای کاهش اضطراب هست ولی اعتیاد آور هست و بعد از مدتی استفاده اثرشان را از دست می دهند و باید به جای یه دونه باید دو تا استفاده کنید و داروی اصلی درمان اضطراب نیست و بیشتر برای شروع درمان و یکی دو هفته اول توصیه می شود و برای درمان ۶ ماهه اصلا توصیه نمی شود و داروهای ضد استرس خواب آور و اعتیاد آور نیستن و به روانپزشک مراجعه کنید .

محمد
محمد
پاسخ به  دکتر مریم وحید مقدم
5 ماه قبل

سلام من استرس دارم چطور اسنترا میخورم چطور رها بشم ازش

محمد
محمد
پاسخ به  محمد
5 ماه قبل

سلام چطور از استرس رهایی پیدا کنم

سمیه
سمیه
2 روز قبل

سلام من ۳۷ساله و خانم هستم بعد از سقط همیشه دچار نگرانی هستم مخصوصا وقتی با جمع باشم حالا چه جمع دوستان باشه چه غریبه مکان هم فرقی نداه چه خانه ی اقوام باشه یا حتی مغازه و پارک

احمد
احمد
4 روز قبل

سلام من هرروز با مشتریان ثابت خودم مشکلی ندارم ولی همینکه ی غریبه بیاد اضطراب و دلهره شدید میگیرم دلیلش چیه؟

بی نام
بی نام
4 روز قبل

سلام ب همه دوستان
پیام هارو ک خوندم واقعا درک میکنم من خودم تو ۲۵ سالگی با ۱ بچه از همسرم جدا شدم چنان و همین‌موضوع و ترس از اینده باعث شد ی افسردگی شدید بگیرم‌طوری که غذا نمیتونستم بخورم وحشت داشتم از سوار شدن ماشین از صدا تمرکز اصلا نداشتم دستام بشدت میلرزید بیشتر وقت ها گریه میکردم حتی ب خودکشی فکر میکردم تا اینکه خانواده ام با زور بردنم‌پیش متخصص اعصاب خداروشکر ب مدت ۳ سال داروهای اسنترا نورتیلیپلین و ی چن تا قرص دیگه ک یادم نیست مصرف کردم همراه با ورزش هر روز و محیط شادی ک اطرافیانم برام‌درست کردن خداروشکر خوب شدم‌ فقط باید سبک زندگی تغییر داد و افکار منفی از خودمون دور کنیم
امیدوارم‌که همه دوستان زودتر خوب بشن واقعا حس بدیه کیفیت زندگی ادم بشدت پایین‌میاره

بهمن
بهمن
5 روز قبل

سلام وقت بخیر
من ۴۰سالمه بعد از ازدواج دچار اظطراب و ترس و پوچی شدم از بیرون رفتن و چیزهایی که قبلاً شادم میکردن ترس دارم همش نگرانم کسی رو از دست بدم و از مرگ هم خیلی میترسم

سارا
سارا
6 روز قبل

سلام من دانشجو هستم،و زمانی که مطالعه یکی از دروس‌م را می‌خواهم شروع کنم دچار استرس شدید میشوم،طوری که دوست دارم از شدت استرس گریه کنم
البته این اتفاق برای یکی از دروس دیگر نیز(که ترم گذشته گذراندم)افتاده است و تنها وجه تشابه این دروس یکی بودن استاد هایشان است.
حالا باید چه کنم،که بتوانم این درس را مطالعه کنم؟

سحر ۲۷ تهران
سحر ۲۷ تهران
6 روز قبل

سلام من انسان درونگرایی هستم..همیشه دوست داشتم تنهایی رو و در تین کال تو جمعم که میرفتم خوب بودم ولی یه مدتیه بعد فارق التحصیلیم حدود چهار سال …بعلت اینکه نه سرکار میرم نه درس میخونم حس میکنم دچار اضطراب اجتماعی شدم..وقتی میرم تو جمع استرس میگیرم ضربان قلبم میره بالا ، به سختی میتونم حرف بزنم و حرکات صورتمم از استرس از دستم خارج میشه و تو اون لحظه هیچ کاری نمیتونم بکنم که به خودم بیام ،مثلا اگه در حال لبخند زدن باشم از استرس لبخندم محو میشه اخم میکنم یا لبام میلرزه چشمام میلرزه و…خیلی احساس بدی دارم مخصوصا در برابر اون فردی که باهاش صحبت میکنم

زهرا
زهرا
8 روز قبل

سلام وقتتون بخیر من ۲۰ساله هستم و دانشجو هستم من خیلی خجالتی هستم و استرس زیادی دارم جوری که دستام خیلی خیلی عرق میکنه خیلی از حرف زدن جلو همه میترسم من وقتی ۱۳ سالم بود سوزن هورمونی زدم و نتیجه نگرفتم و فقط عوارضش برام مونده و اینکه فشارم هم بالاهست وقتی غذا شور میخورم باید بعدش زیره بخورم تا فشارم بیاد پایین یه چند باری هم از بابام محکم کتک خوردم و کلا یکم بی قرار و عصبیم درسام رو خب یاد نمیگیرم خیلی درس میخونم ولی از یادم میره اعتماد بنفس به شدت پایینی دارم حتی از آرایش کردن هم میترسم از اینکه بقیه بهم نگاه کنن خجالت میکشم وقتی یکی سرم داد میزنه نمیتونم جوابش رو بدم دلم میخواد کتکش بزنم خیلی آرم ناراحتی هستم از درون شاد نیستم.

فاطمه
فاطمه
12 روز قبل

سلام وقت بخیر شوهر من اضطراب استرس خیلی داره شبا نمیتونه بخوابه تپش قلب گرفتگی عضلات پرخاشگر بعضی موقه ها همیشه برای اتفاقی که نیفتاده می‌ترسه قرص للوکساید ۵ میخوره من چیکار کنم که بهتر شه ممنونم از شما

رضا
رضا
13 روز قبل

سلام وقتتون بخیر خوبین من ۱۸سالمه. سردت. درت معده. تپیش زیاد قلب. استرس شدیدت دارم.
آیا شماراهنمایی میکنی چیکار کنم

ارغوان
ارغوان
15 روز قبل

سلام من ۱۶سالم هست من تازه جایی کارم میکنم خیلی فکر میکنم بخاطر همین بعضی وقتها به چیزهای که فکر میکنم استرس میگیرم و وقتی که یک اشتباه کوچک هم میکنم استرس میگیرم وتا هنوز از خانواده هم دور نبودم زیاد جایی نرفتم والان که میرم سرکارم فکر میکنم یک چیز کمه والگی گریم میگیره وغصه میخورم هر کاری هم که میکنم که فکر نکنم که استرس میگیرم نمیشه میخوام برم دکتر یک راهنمایی کنید لطفاً

حسین
حسین
پاسخ به  ارغوان
8 روز قبل

برو روان پزشک خوب میشی

خانم N از اصفهان
خانم N از اصفهان
20 روز قبل

سلام خسته نباشید.من ۳۷ ساله ببخشید من چند وقت است افکار منفی میکنم واسترس زیاد دارم ودوست ندارم جایی بروم وهمیشه دوست دارم خانه باشم اگر خانه باشم دوست دارم بروم بیرون ولی اگر بیرون باشم دوست دارم خانه باشم سردرد وبعضی از مواقع سرگیجه دارم و داد میزنم بعضی از مواقع هم گریه میکنم فکرهای مرگ ودوری از فرزند وهمسر میکنم وبعضی از مواقع فکر می کنم شب که میخوابم شاید صبح بلند نشوم بعضی از شبها خوابهای عجیب می بینم بعضی از مواقع که میخواهم بروم بیرون با خودم می‌گویم اگر کسی عطسه کرد نمیروم ممکن است برایم اتفاق بیافتد آخه بچه ام دچار تب وتشنج شده بود من خودم بیمارستان همراهش بودم وبعضی از مواقع هم دچار توهم میشوم که این بچه مال من است یانه میخواهم بچه ام را از شیر بگیرم یکم لقایش نارا حت میشوم بیرون خانه همش دچار ترس وتردید میشوم میشود بی زحمت راهنمایی کنید که چکار کنم

علی ملایی
علی ملایی
21 روز قبل

سلام

خ م
خ م
22 روز قبل

سلام منم اظطراب استرس شدید دارم از وقتی پسرم فوت کرده احساس میکنم که بیماریه قلبی دارم ولی چند دکتر و آزمایش رفتم اصلا قلبم سالمه گفتن دکتر اعصاب و روان میرم درس میشم بعد یه مدت داروها اثر نداره استرس مثل خوره قلبم وجودم رو میخوره لرزه وویبره دارم مثل اینکه.۸ساله درگیر هستم وزنم رو هم بالا میبره لطفا بگین چیکار کنم

آخرین ویرایش 22 روز قبل توسط خ م
مهراب
مهراب
25 روز قبل

بچه ها من با استرس و علائم اضطراب و همه چیزاش رفیق شدم قبولش کردم یجورایی منتظرشم حالا از وقتی منتظرشم نمیاد سراغم

علی
علی
پاسخ به  مهراب
11 روز قبل

دمت گرم بهترین روش

عباس
عباس
پاسخ به  علی
8 روز قبل

استرس چیست

حسین
حسین
29 روز قبل

سلام خسته نباشید
من چند وقته فکری شدم مداوم به چیز های پوچ فکر میکنم و همین باعث استرس و اظطراب شدم
و همین زندگیمو سیاه کرده هر روز عذاب میکشم
لطفاً بگید چیکار کنم
با تشکر

احسان
احسان
پاسخ به  حسین
20 روز قبل

سلام تو گوگل سرچ کنین راه مقابله با فکر مزاحم ۲۵ روش آزاد شدن از فکر مزاحم یاد میده من اونجوری الان هیچ فکر مزاهمی دیگه ندارم

سارا
سارا
1 ماه قبل

سلام من شدیدا استرس نتیجه یه ازمونی رو دارم(نمیتونم بگم چه ازمونی ولی کنکور نیست)، نتیجه ها دوماه دیگه میاد و من باید تو این دوماه کارامم انجام بدم که حجم کارمم بالاست و نمیتونم با این استرس به کارام برسم، همش نگران نتیجه اون ازمونم، میشه تو این دوماه کاری کرد که استرس کم بشه مثلا قرصی چیزی؟

سهیل مرشدی
سهیل مرشدی
1 ماه قبل

سلام خسته نباشید من ۱۹سالمه چند وقت پیش مشکل معده گرفتم بعد اون قلبم درد میگیره همش دکترم رفتم نوار قلب گرفتم گفت چیزی نیس ولی حدود ۳ماه من اینجورین دست من نیس استرس و اضطراب میگیرم راهی داری شما ؟

آخرین ویرایش 1 ماه قبل توسط سهیل مرشدی
نگین
نگین
1 ماه قبل

سلام وقت بخیر پدرم ۶۰ سال سنشه و خیلی وقتا شبا اصلا نمیخوابه. و همش دلش میخواد بره بیرون دور بزنه و فضای توی خونه انگار خفش میکنه و حالش بد میکنه. میگه انگار چیزای منفی میاد به ذهنش قرصای ارامبخش. میخوره ولی گاهی وقتا فایده ندازه و میگ هیچ چیزی دست خودش نیست ک بتونه کنترلش کنه میشه راهنماییم کنین چیکار کنم

روستایی
روستایی
پاسخ به  نگین
23 روز قبل

با سلام به این کاربر عزیز نگین در جواب شما پدر من هم اینجوری بود اگر مادر شما خدایی نکرده فوت شده به فکر زن برای پدر باشید بعدأ شب قبل از غذا قرص فاموتیدین بدین وقبل خواب دم کرده ی گل گاوزبان پر رنگ با چای کم رنگ مخلوط بخورند

داوود
داوود
1 ماه قبل

سلام من از وقتی که به دیسک کمر و گردن دچار شدم دچار استرس شدم و نسبت به آینده ام نگرانم چون شغلم سنگین بود مجبور شدم دیگه ادامه ندم و باید دنبال شغل باشم که بهم صدمه نزنه و فعلا بیکار شدم و ۱۵ کیلو هم کم کردم. من باید چیکار کنم؟ آیا روانشناس بهم کمک میکند؟

بهمن دلایی میلان
بهمن دلایی میلان
1 ماه قبل

از استان آذربایجان غربی شهر چایپاره روستایی شیرین بلاغ

سارا
سارا
1 ماه قبل

سلام من هم وسواس فکری دارم هم اضطراب و استرس و هم افسردگی افسردگی باعث همه ی مشکلاتم شده و واقعا نمی‌دونم چجوری این وضعیت رو درست کنم ، صبا خوابالودم و همیشه خوابم میاد نزدیک ۲ روز کامل خوابیدم بعضی شبا اصلا نمیتونم بخوابم چون مدام فکر میکنم و کنترل فکر کردم از دستم در رفته هم تپش قلب گرفتم و هم فکم تو خواب قفل میشه مدام ،حالم خوب نیست از طرفی مدام خانوادام باهام دعوا میکنن با این وضعیت نمیتونم تمرکز کنم که درس بخونم همش در حال فکر کردنم و وقتی به بقیه میگم حالمو میگن خودت خوب میشی اما نزدیک ۴ساله هر روز بدتر میشه

امین
امین
پاسخ به  سارا
1 ماه قبل

یک رفیق خوب پیدا کو

امین
امین
پاسخ به  سارا
1 ماه قبل

درود بر شما به روانشناس مراجعه کنید
قطعا حالتون بهتر میشه

حسین
حسین
پاسخ به  سارا
8 روز قبل

مشاوره یا روان پزشک برو

شکیبا
شکیبا
1 ماه قبل

مشکلم هنوز حل نشده

ملکا کدخدا
ملکا کدخدا
2 ماه قبل

چجوری میشه اضطراب رو درمان کرد…
من هر روز رو دارم باهاش سروکله میزنم و اصلا نمیتونم رو کارام تمرکزکنم

مریم
مریم
2 ماه قبل

سلام ۱۳ساله ازدواج کردم شوهرم بچه داره ولی من هنوز بچه دار نشدم بچه‌های شوهرم سنشون بیشترازمنه خیلی بارفتاراشون منو آزار میدن دیگه خسته شدم دلم سیاه شده همیشه استرس دارم یکدفعی تپش قلب میگیرم اصلأ تمام بدنم میلرزه بیشتر وقت‌ها مرگم راازخداطلب میکنم نمی دونم چکار کنم بااین که دکترهم رفتم دارواعصاب مصرف میکنم ولی اصلا اثر نداره من با بچه های شوهرم رفتار بدی ندارم ولی اونا انگارازم طلبکارن همیشه زخم زبون میزنند نمیدونم باید چکار کنم

بدون نام
بدون نام
2 ماه قبل

سلام من ۱۵ سالمه از وقتی بچه بودم پدر و مادرم دعوای شدید میکردن باهم و یهو یک شب بیدار میشدم می‌دیدم دارن دعوا میکنن جوری داد و هوار می‌کشیدن که همسایه ها میومدن جلوی در متاسفانه الان تأثیرشو گذاشته الان من همیشه استرس دارم و خیلی وقتا وقتی به اون خاطرات فکر میکنم یه جوری حالم بد میشه که دلم میخواد فقط نباشم و بمیرم تو تک تک کارایی که میکنم تأثیرشو گذاشته دیگه واقعا نمی‌کشم هیچکسم درکم نمیکنه احساس میکنم فقط منم که مشکلاتی به این بزرگی تو این سن دارم بقیه همسن هام و دوستام هیچ درکی از زندگی من ندارن

زضا
زضا
پاسخ به  بدون نام
1 ماه قبل

عزیزی

ناشناس
ناشناس
پاسخ به  بدون نام
1 ماه قبل

باسلام
فشار عصبی توی این سن طبیعیه و مقدارش با فشار روانی دهه ۵۰ برابری میکنه
ممکنه بعد از این سن بهبود پیدا کنید
ولی حتما به یک روانشناس مراجعه کنین چون شرایط سختی رو گذروندین
روانشناس بسته به شرایط شما ممکنه شمارو پیش یک روانپزشک ارجاع کنه ولی احتمال کمی داره و به احتمال بالا با مشاوره بهبود پیدا کنین و احساس بهتری داشته باشین

ایسو
ایسو
پاسخ به  بدون نام
1 ماه قبل

بله درسته منم همینجوریم کامل مثل ایشون چکار کنم درست. بشه؟

فرشته پاهنگ هستم
فرشته پاهنگ هستم
2 ماه قبل

سلام خدا قوت منم هم گلوم خشکه زبانم استرس اضطراب دارم رفتم دکتر عصاب قرص آمپرازلام بهم داد آمیتریپتلین حامه بودم تا یک هفته خوردم نداستم خطر داره یا نه الان سرم درد داره طوری که گریه میکنم جیغ میکشم گردنم دست چپم بی حس میشه

روستایی
روستایی
پاسخ به  فرشته پاهنگ هستم
23 روز قبل

با سلام اول این که حتما برای دکتر نگفتین حامله هستین ولی اون دکتر نبوده که قرص آموتربتلین تجویز کرده چون میگین گلوم خشک بوده فوری به روانپزشک متخصص مراجعه کن که جلو گیری کند

....
....
2 ماه قبل

سلام
من الان ی چندین ماه دارم درس میخونم واسه کنکور بعد ی مدتی هستش که احساس خفگی در گلوم دارم اصلا هم خوب نمیشه
جوریکه وقتی درس میخونم اذیت میشم
لطفا راهنمایی کنید..

زینب
زینب
2 ماه قبل

سلام من خانم ۵۰ سال هستم ک تمام این مشکلات و نگرانی های رو ک شما گفتین و داشتم تا طوری بود ک هر لحظع فک میکردم دارم میمیرم اینارواز تجربیات خودم میگم دوستان من حتی بیماری پنیک شده بودم ۱۵ سال و هنوزم خوب نشدم هر لحظع ک غذا میخورم استرس و تپش قلب شدید میگیرم و فک میکنم هر ان قلبم بمونه ولی اینو میخوام ب همه شما بگم این همه مشکلات و ناراحتی هارو ما خودمون ب خودمون تلقین میکنیم ما باید ب این فک کنیم ک ما با این بیماریا قرارنیست از پای دربیایم باید مقاومت کنیم و بخودمون بگویم ک من سالمم و هیچ اتفاقی قرارنیست برام بیفته و نفس عمیق میکشیم و غذا خوردنمونو اصلاح میکنیم خوب غذارو میجویم و ورزش میکنیم و در نهایت ب دکتر اعصاب و رودن مراجعه میکنیم

عاصی
عاصی
پاسخ به  زینب
2 ماه قبل

واقعا خدا خیرت بده خانوم خیلی حرفای خوبی زدی من آلان چندان سنی ندارم دقیقن مثل شما شدم ادم خیلی مضطربی استم همش تو اینترنت دنبال درمان افکار که تو ذهنم میاد استم. افکار مزاحم استرس زا کاملن منو خورد کرده فکر میکنم آلان میمیرم آلان میمیرم ولی کم کم دارم متوجه میشم که این افکار واقعیت ندارن و این فقط یه فکر اس باید خودمون به افکار خودمون غالب شویم

احسان
احسان
پاسخ به  زینب
13 روز قبل

سلام منم همین جوری شدم دوماهه و همش فکرای بیخود و الکی که حس میکنم میخان زنده زنده بذارنم تو قبر و استرس شدید و خلاصه نگم برات.ممنون از راهنمایی شما.یه کم آروم شدم

محسن
محسن
2 ماه قبل

سلام۳۸سالمه اعصابم خیلی خورده استرس شدید دارم بقدری که بادوتادستام گوشیوگرفتم بتونم لرزششوکنترل کنم وتایپ کنم تپش قلب شدیددارم احساس میکنم بهترین راهش مردنه میخوام یجوری ازشره خودم راحت شم این عذابوتموم کنم دیگه تحملشو ندارم. چکارکنم تا راحت تروسریعترتمومش کنم

ناشناس
ناشناس
پاسخ به  محسن
2 ماه قبل

سلام حالم بده اعصابم خورده استرس دارم خسته ام میخوام برم این زندگیه ذجراوروتموم کنم یکی هست جواب بده کمکی بکنه یابلندشم برم برای همیشه تمومش کنم

زضا
زضا
پاسخ به  ناشناس
1 ماه قبل

تو تنها نیسی پس حتما راهی هست

زضا
زضا
پاسخ به  محسن
1 ماه قبل

نه تو قوی هسی❤️❤️

صدف
صدف
2 ماه قبل

من ۱۲ ساله هستم و استرسم فقط بخاطر یک فیلم هست که وقتی به فیلم فکر میکنم ضربان قلبم میره بالا و احساس استرس میکنم و هر کاری میکنم ضربان قلبم پایین نمیاد

ادریس
ادریس
2 ماه قبل

من خیلی استرس دارم که یه فردی با من تند حرف میزنی استرس م با لا میری چکار کنم

ماریا
ماریا
3 ماه قبل

سلام من ۱۴ سالم هست و به خاطر میشکلات مادر و پدرم که از هم طلاق گرفتن همیشه استرس داشتم
الان شدت اون استرسم کم شده اما وقتی مادرم داد میزنه و یا فقطی میخوام به پدرم چیزی بگم از شدت استرس اصن دست و پام میلرزه و توی دستام یه احساس ضعف احساس میکنم
یا وقتی کسی داد میزنه دوست دارم همون لحظه گریه کنم
روی صدای بلند حساس شدم
به نظرتون اینا همش طلقین هستش یا من کلا مشکل دارم؟

وفا برزگر
وفا برزگر
3 ماه قبل

سلام. ۱۷ سالمه استرس و اضطراب دارم که بعضی وقتا احساس تنگی نفس هم میشه ترس از این دارم که بیماری تنفسی یا قلبی داشته باشم ولی فکر میکنم که استرس اضطراب رو بدنم تاثیر گذاشته نمیدونم چیکار کنم اگه میشه راهنمایی کنید

مجتبی
مجتبی
پاسخ به  وفا برزگر
3 ماه قبل

منم همینجوری استرس اضطراب زیاد میشه تنگی نفس لکت زبان همه بخاطر اعصابه
اعصاب خراب باشه افسردگی بی اشتها یی احساس پوچی هیچی برات لذت نمیکنه کم حرف گوشه گیر

مجتبی
مجتبی
پاسخ به  مجتبی
3 ماه قبل

اصلا به ریه قلب ربطی نداره

مهدیه
مهدیه
پاسخ به  وفا برزگر
21 روز قبل

وای منم همینطورم

غریب ابراهیمی
غریب ابراهیمی
پاسخ به  مهدیه
14 روز قبل

منم همینطور قرص فاموتیدین میخورم بهترمیشم

میلاد
میلاد
پاسخ به  غریب ابراهیمی
4 روز قبل

سلام قرص معده تاثیر دارا رو اعصاب و آرامش

بدون نام
بدون نام
3 ماه قبل

سلام وفت بخیر من قبل عمل بینی خیلی استرس ترس داشتم بعداز اینک جراحی کردم باز دوباره دچار اون مشگل شدم در حدی شدید شد ک از آدما هم ترس داشتم الان استرسم رفته ولی فقطذهنم درگیره اینه ک مردم ججوری ازدواج میکنن باهم ججوری زندگی می‌کنند فقط باخودم میگم امروز نه فردا میمیرم ت وخدا کمکم کنیید

بدون نام
بدون نام
3 ماه قبل

سلام من هم قبل وبعد عمل بینی دچار ترسو استر س شدید شدم استرسم رفته ولی میترسم برم بیرون دوست ندارم همش توی ذهنم میگم مردم ججوری زندگی می‌کنند ججوری باهم ازدواج می‌کنند نمیتونم برم عروسی چیکار کنم ترو خدا کمکم کنید

ناشناس
ناشناس
3 ماه قبل

سلام ۲۷ سالمه پوستای دور ناخنمو میکنم به حدی که خون میاد وکل صورتمو همش میکنم من پوست و قیافه خوبی دارم ولی این کار باعث شده کل صورتم لک بشه و خیلی عذاب وجدان میگیرم و اعصابم خراب میشه حتی روی شونم روی بازوهام همه رو میکنم اونجا هم همه رو خون میارم چیکار باید کنم باید برم مشاوره یا دکتر به همه میگم برم دکتر ناخن نخورم صورتم خراب شده میگن ناخن خوردن دارو نداره توروخدا کمکم کنید

نگین فدائی
نگین فدائی
پاسخ به  ناشناس
2 ماه قبل

سلام وقت بخیر شما اختلال پوست کنی دارید به روان شناس مراجعه کنید عزیز

حکمت
حکمت
3 ماه قبل

من‌‌یه‌مدت‌خیلی‌استرس‌داشتم‌دکتر‌هم‌میگفت‌هیچ‌مشکلی‌نداری‌‌ولی‌بازم‌استرس‌داشتم‌‌یک‌ماه‌استرس‌داشتم‌وشروع‌کردم‌به‌نماز‌خوندن‌‌خدار‌شکر‌الان‌مشکلم‌حل‌شده‌به‌لطف‌خدا‌استغفرالله ‌‌الحمدلله‌‌‌سبحان‌الله‌

عاطفه
عاطفه
3 ماه قبل

سلام من بیش از حد استرس دارم

دختر خسته
دختر خسته
3 ماه قبل

سلام یه دختر ۳۲ساله هستم و ازدواج نکردم،یه جدایی بد داشتم سال ۹۸،خیلی تاثیر بدی روم گذاشته،دیگه هیچ اعتماد به نفسی ندارم،دلم نمیخواد برم بیرون از شدت استرس،دلم نمیخواد با کسی حرف بزنم ،همش بچه داشتن ارزوم بود،ولی خوب انگار باید این ارزو رو به گور ببرماین مساله خیلی استرسم و بیشتر میکنه…واقعا خودمو از ریخت و قیافه انداختم به خاطر اینکه دیگه شاد نیستم و حالم خوب نیست،نمیدونم دیگه هیچی نمیدونم،فقط خسته ام همین

مجتبی
مجتبی
پاسخ به  دختر خسته
3 ماه قبل

افسردگیه دکتر بری کمکت کنه

آخرین ویرایش 2 ماه قبل توسط مجتبی
هادی
هادی
پاسخ به  دختر خسته
2 ماه قبل

خواهر من بسیار زیبا بود لاغر اندا تودل برو و فهمیده ، فوق دیپلن که گرفت ، پدره اصرار کرد با فرد مورد نظرش ازدواج کنه ) خواهرم بخاطر مذهبی بودن دوست پسر نداشت ، ولی بنا به دلایل خودش از پیشنهاد پدرم خوشش نمیومد و در یرابر اصرار بیش لز حد پدرم قسم خورد تا وقتی مدرم زنده اسا ، از دواج نکند ( کار اشتباهی کرد چون موقعیتهای بسیار خوبی رو از دست داد( ولی رفت به درسش ادامه داد و همزمان سر کار میرفت ، البته برعکس شما به خودش از لحاظ بدنی میرسید و ورش میکرد و یوگا ) تو سن ۴۹ سالگی همه اونو با یه خانوم۳۵ ساله اشتباه میگرفتن، عاقبت توهمون سن با یه دکتر هم سال خودش که اونم ازدواج نکرده بود ، ازدواج کرد ، الان پنج ساله زندگی عاشقانه ای با هم دارن و امیدوارم ادامه داشته باشه .
نا امید نشد و زندگی تو برنامه ریزی کن و انشاله روزگار راه خوشبختی رو برات هموار میکنه

نادر
نادر
پاسخ به  دختر خسته
2 ماه قبل

ماهم داشتیم در خانوادمون الان خوب شده خاستی زنگ بزن تا توضیح بدم

سیروس
سیروس
پاسخ به  نادر
2 ماه قبل

شمارتو بکو

عارف صدیق
عارف صدیق
پاسخ به  نادر
1 ماه قبل

سلام خوبی من از افغانستان هستم فارسی زبان من هم یک سال میشه که با این استرس حاد زندکی میکنم لطف نموده رهنمایی کنید
تشکر

عسل
عسل
پاسخ به  نادر
9 روز قبل

چجوری

عسل
عسل
پاسخ به  نادر
9 روز قبل

چجوری

امیر
امیر
پاسخ به  دختر خسته
2 ماه قبل

گاهی جنس مرد به سری اشتباهاتی میکنه تو زندگی من هم ی روزی ی دختر شاد آمد اما من ترکش کردم و خیلی شرایطروحیش بد شد جویای حالش هستم اما نمیتونم کاری کنم فقط درون خودم ناراحتم و احساس ناراحتی میکنم که بخاطر من اینجور شد درحدی که استرس و اضترابم شدید شده خودمو آروم میکنم اما از شما میخواهم دعا کنید

زضا
زضا
پاسخ به  دختر خسته
1 ماه قبل

اخ

امیری
امیری
3 ماه قبل

سلام
دوستان عزیز من استرس را خیلی خوب درک میکنم ولی خدای نکرده باز هم میگم خدای نکرده اگر کسی به یک مریضی بدی مبتلا بشه اون وقت قدر سلامتی خودتان را درک می کنید بنظرم پیش یک مشاور برید و خوتان به خودتان کمک کنید
همیشه سلامت باشید

جعفر
جعفر
3 ماه قبل

سلام من یه مشکل بزرگی دارم نمی‌توانم با کسی صحبت کنم همش می‌ترسم استرس اضطراب دارم

خانم علیزایی ۲۸
خانم علیزایی ۲۸
3 ماه قبل

سلام من خیلی استرس دارم زمان دفع زمان دسشویی رفتن همش فکر میکنم چه جوری دفع کمن خیلی نیاز به مشاوره‌ دارم

حسن
حسن
3 ماه قبل

بچه ها من خیلی استرس دارم نمیتونم با کسی رابطه برقرار کنم ۳۰ سالمه دلم نمیخواد جایی برم دل دماغ هیچی رو ندارم نمیتونم صحبت کنم حوصلشو ندارم خیلی اضطراب و استرس و دارم ترس از آینده صبح که میشه میگم خدایا امروزو چکار کنم کمکم کنید تروخدا

مصطفی
مصطفی
پاسخ به  حسن
3 ماه قبل

بیا کافه من با هم صحبت کنیم

حکمت
حکمت
پاسخ به  حسن
3 ماه قبل

نماز‌بخون

احمد
احمد
پاسخ به  حکمت
3 ماه قبل

دقیقا منم همین جوریم دلم یکجوری بیحال میشه حالت ضعف وبیحالی دلم بهم میریزه یهو خوب میشم یهو بد همین حالت احساس میکنم دارم میمیرم

یلدا
یلدا
3 ماه قبل

سلام دختر۲۶ساله هستم چندسال استرس تحمل میکنم دکتر نرفتم فکر میکردم مثله سایر استرسهاست با اینکه خیلی فشار بهم میومد ولی زندگیمو داشتم تا دوماه پیش رفتم دکتر و فهمیدم حملات پانیک هست انگار از وقتی فهمیدم تشدید شده دارو مصرف میکنم ولی دلم یهو خالی میشه و حالت ضعف شدید بهم دست میده میترسم بیهوش بشم خیلی سخته خیلی هیچکس نمیفهمتت حتی به دکتر میگم فشارم میوفته میگه اخرش مردنه دیگه…بعضی وقتا به سرم میزنه با قرصا خودمو راحت کنم اما از حرف و حدیث مردم واسه خانوادم نگرانم …

سجاد
سجاد
پاسخ به  یلدا
3 ماه قبل

من هم همینطور بودم

ب ت
ب ت
پاسخ به  سجاد
3 ماه قبل

چکار کردی خوب شدی

رهای در بند
رهای در بند
پاسخ به  یلدا
2 ماه قبل

خیلی مریضی بدیه . من سال ۹۶ باهاش درگیر بودم . ۲۰ مدل دکتر رفتم و هیچ کس نفهمید . هر کسی یه دارو میداد و آزمون و خطا میکرد . همین داروها دردهای بیشتری برای من درست کرد . روزی ده بار به طرز وحشتناکی دچار ضعف میشدم . هیچ کس نمیفهمید دلیل این ضعف ها چیه. همین که کسی نمیفهمید داشت دیوونم میکرد . تپش قلب شدید / ترش کردن / یه لحظه نمیتونستم بخوابم تا میخوابیدم تپش قلب میگرفتم / از ترس مردن‌ توی خواب ، کمتر میخوابیدم / همش راه میرفتم / حتی داخل سرویس بهداشتی احساس ترس داشتم . از ترافیک میترسیدم / از شلوغی میترسیدم . ازینکه هر لحظه ممکنه اتفاقی بیفته میترسیدم . درد سینه / سر گیجه / بیحالی و تمامی دردهای ممکن رو تجربه‌ کردم . اگر علت دردی رو میشناختم میتونستم باهاش کنار بیام اما اگر درد جدید پیش میومد اضطراب و تپش قلب شدید میگرفتم. بارها و بارها کارم به اورژانس کشید . تپش قلب ۱۷۰ رو تجربه کردم . تا اینکه درمان با قرص اسنترا و ایندرال رو شروع کردم بهتر شدم اما کامل خوب نشدم. تنها راه نجات از این اوضاع در کنار مصرف داروی مطلوب و مناسب خود باید روان درمانی کرد . مشغول باشید . از استرس ها دوری کنید . اخبار رو کنار بگذارید . اگر کارتون / محیطتون استرس زاست عوضش کنید . برای خود تفریح درست کنید ورزش کنید / بخندین بلند قهقه بزنید . پشتیبان خودتون رو پیدا کنید . حتما از انسان ها باشه . خداوند مهربان رو فراموش نکنید . شاید حرفهام کلیشه ای و کلی باشه اما راهی جز این نیست . از همه این ها بهتر مشغول بود و بیکار نبودنه . فراموش نکنید انسان به علت انعطاف زیادی که داره خطاهای زیادی میکنه این ذات انسانه خودتون رو تحقیر نکنید . و بدونید همه انسان ها درگیر این چیزها هستن .

آسو
آسو
پاسخ به  رهای در بند
2 ماه قبل

یه آزمایش تیرویید و THS بده به احتمال زیاد تیرویید داری اگر ادامه دار بشه و تیرویید داشته باشی افت فشار با تپش قلب بالا و خدای نکرده سکته قلبی میکنی … هیچیت نیست به احتمال زیاد تیرویید داری… موفق باشی

اقا رضا
اقا رضا
پاسخ به  آسو
2 ماه قبل

من به مدت ۵ سال تی اچ سی زدم الا دهنم سرویس شده ترک کردم اما استرس شب بیداری دست از سرم برنمیداره کی تموم میشه راحت شیم

عاصی
عاصی
پاسخ به  رهای در بند
2 ماه قبل

من آلان کاملن خودمو تو این حرفای که گفتی حس کردم و گریم گرفت واقعان استرس و اضطراب خیلی چیزی بدیه

صادق
صادق
پاسخ به  یلدا
2 ماه قبل

سلام خوبید. دکتر منظورش اینه نگران هیچی نباش بالاتر از سیاهی رنگی نیست.پیش مشاور یا همون روانشناس برو دکتر روانپزشک هم برو دارو هم مصرف کن.ممکنه ۱ دارو بهت نسازه دکتر داروتو عوض کنه.فقط کسی درکت می‌کنه که خودش افسرده شده باشه،تمام اونایی که افسرده میشن میبینن حتی خانوادشون درکشون نمیکنه،اما اصلا نگران نباش، کامل برطرف میشه و حس می‌کنی یهو معجزه شده.باید فقط دارو مناسبت رو پیدا کنی.اگر روانپزشکت خوب نیست برو یه روانپزشک خوب پیدا کن.چون وقتی ۱ دارو به آدم نسازه حتی از قبل اینکه دارو شروع کنی بدتر میشی

میلاد
میلاد
پاسخ به  یلدا
2 ماه قبل

الان خوب شدی ،لطفا جواب بده

امیر
امیر
3 ماه قبل

سلام ۱۵ سالمه وقتی یکی بلند حرف میزنه قلبم تند تند حرف میزنه و انگار همیشه استرس دارم میشه راهنمایی کنید لطفا؟

زینب...
زینب...
پاسخ به  امیر
3 ماه قبل

سلام منم ۱۵ سالمه خیلی زود میترسم دقیقا همینطوری نمیتونم ارتباط برقرار کنم و بیشتر وقتا اگ چیزی بشنوم یا ازم انتقادی کنن فقط لبخند میزنم خیلی زود گریه میکنم با صدای بلند استرس میگیرم

مهدیه
مهدیه
پاسخ به  زینب...
21 روز قبل

منم همینطوری راهنماییم کنین

جواد آسوده
جواد آسوده
4 ماه قبل

سلام ۳۷استرس خیلی بالا است همیشه به فکرمرگ هستم شب هر کاری میکنم بی خیال بشم نمیشه باعث شد گیجی تنفس مشکل پیدا کرده معده اسیدی میشه داخل سینه مثل آتش میسوزد در خواب مشکل تنفسی دارم کمک ممنون میشم دکتر رفتم خوب نشدم

کامران
کامران
پاسخ به  جواد آسوده
3 ماه قبل

منم این مشکلودارم لطفاکمک کنید

فاطمه
فاطمه
پاسخ به  جواد آسوده
2 ماه قبل

من هم مثل شما هستم زبونم خشک میشه یک لحظه هم مرگ رانمیتونم فراموش کنم

امید
امید
پاسخ به  جواد آسوده
2 ماه قبل

منم همینجوریم خیلی موقع به سختی نفس میکشم

فاطمه سادات سیدی نسب
فاطمه سادات سیدی نسب
4 ماه قبل

سلام من ۱۱ سالمه مادر و پدرم از هم جدا شدن سر چیز های بیخود قلبم تند تند میزنه و استرس و دل پیشه و… چیکار کنم این استرس آرامش را ازم گرفته الان هم استرس دارم هیچ دلیلی هم نداره حالا شاید داشته باشه نمیدونم

لطفا کمک کنید

غزل
غزل
پاسخ به  فاطمه سادات سیدی نسب
4 ماه قبل

عزیزم دوران آسونی شاید نباشه برات ولی یادت باشه میگذره و تو خودت آینده خودتو داری قراره آدم موفقی بشی و اصلا ربطی به جدایی پدر مادرت ندارن این دوران تموم میشه و فقط خاطرش میمونه هیچی مهم تر از سلامتی خودت و ارامش روح روانت نیست قوی بمون باشه؟نفس عمیق بکش رویاهای خوب تو ذهنت بساز و حتی اگه جدا جدا اونارو کنار هم داری لذت ببر از کنارشون بودن و اونارو مقصر ندون چون اگه جدا نمیشدن ضربه بدتری بهت وارد میشد 🙂

مهراب
مهراب
پاسخ به  غزل
1 ماه قبل

نترسید گسی از این علائم چیزیش نشده فقط یه حسه خدا خدا خدا

بی نام
بی نام
پاسخ به  فاطمه سادات سیدی نسب
2 ماه قبل

تنها راش دکتر اعصاب روان خوب

علی
علی
5 ماه قبل

من

Yekta
Yekta
5 ماه قبل

سلام وقت بخیر، ۱۳.۱۴سالمه، استرس و اضطراب بیش از حد دارم، از وقتی پنجم دبستان بودم شروع شد اوایل فکر کردم بخاطر اینه که درسا ی مقدار سخت شدن و منم بیشتر درک داشتم از موضوعات، کم کم بیشتر و بیشتر شد، وقتی ششم دبستان بودم استرسم خیلیییی زیاد شد و بخاطر ترس از ازمون تیزهوشان و انتظار بالا و بیش از حد از خودم و همچنین انتظار خانوادم بود که تلاش زیادی میکردم در پرسش های کتبی خوب بودم و هرچقدر استرس داشتم میشد تو برگه جواب داد ولی در پرسش شفاهی استرسم انقدر زیاد میشد که نمیتونستم جواب بدم و همه چیز از ذهنم پاک میشد انگار، وقتی در ازمون سمپاد شرکت کردم فکر کردم دیگه تموم شده، ولی الان که هفتمم و در مدرسه ی سمپاد درس میخونم استرسم خیلی شدید شده در حدی که برای ی امتحان ساده دهن خشک میشه لکنت میگیرم و ضربان قلبم بشدت بالا میره و دستام و بدنم خیس عرق میشه و یخ میشه کل صورتو دستامو بدنم، همچنین حضور ذهن ندارم انگار وقتی استرس میگیرم و دچار معده درد و شکم درد میشم و حالم بد میشه و واقعا نمیدونم راه درمانش چیه با دوتا مشاور مدرسه صحبت کردم تاثیری نداشت، دچار تیک عصبی پا و جویدن ناخن و ی مدت موهامو گره میکردم و میکندم الام رفع شده ولی ناخن جویدن هرکاری کردم نشد و تصمیم بر کاشت دارم، اخیرا قلبمم هم درد میکنه و واقعا برای ی بچه همسن من خیلی زیادیه و من موندم تا کی باید اینجوری باشم و خودم خسته شدم بشدت.

رها
رها
پاسخ به  Yekta
23 روز قبل

سلام عزیزم
من خودم فارغ التحصیل مدارس تیزهوشانم.
۶ سال اونجا درس خوندم و از بین اطرافیان و دوستانم کسانی بودن که حالتی مثل تو داشتن
با دفت به حرفایی که میزنم گوش کن.
این ۶ سال میگدره تو این مدت مدرسه ازمون میگیره ، تست میگیره امتحان نهایی داری و در نهایت کنکور
تنها چیزی که مهمه انجام تکالیف مدرسته
اگه ازمونی بوده که خراب کنی و بشینی براش روز ها گریه و زاری راه بنداری باور کن تهش فقز پشیمون میشی که چرا راحت تر و ساده تر زندگی نکردی .
بار ها شده تو این مدت از ما تست گرفتن ازمون گرفتن و گاهی اوقات من نتونستم نمره خوبی کسب کنم
اما چیزی که در حال حاضر به یاد دارم
لحظات خوبیه که تو مدرسه گدروندم
و البته که تونستم در رشته ای که دوست دارم قبول شم و الان دانشجوی رشته پزشکی هستم.
از اولش ادم استرسی نبودم پس ممکنه حتی بعد از حرفای من بازم استرسی بشی و عملا هیچ تاثیری روت نذاره پس لطفا پیش پزشک منخصص برو .و سعی کن تا فرصت داری درستش کنی والا ممکنه برای دوران کنکورت دردسر ساز بشه
امیدوارم هرجا که هستی موفق باشی

آغا مسعود
آغا مسعود
5 ماه قبل

سلام

دکمه بازگشت به بالا